اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!
یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.
منم یک سال بزرگتر شدم … یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ … تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ … تونستم همونی باشم که هستم ؟ … تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ … تونستم کسی رو نرنجونم ؟ … تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ …
نمی دونم … باید فکر کنم … شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم….ولی یکسال بزرگتر شدم…اونم خیلی سریع
۸ نفر این دوست را می پسندند.
این مطلب را به اشتراک بگذارید:

اردلان فرزین

دوشنبه آذر ۲۱, ۱۳۹۰
۵ نظر
درج ديدگاه
سلام کجایین شما
سلام لطفا میکنید اینجا جواب بدید
سلام خوبین؟؟
من یادتونه؟از شوندهای یک سبد ترانه هروقت فایلی میخواستم دریغ نمیکردی
منم صدای سعید دوست دارم برای دالود کی خوابه کی بیدار ۲۳ مرداد۸۶ به سایت ایران صداسر زدم ولی نشد شما میتونی بذاری؟
تولدت مبارک اردلان جان…از زندگی لذت ببر عزیزم
سلام خوبی اگه اهل گرگانی یه جای خوب برای آموزش برنامه نویسی حرفه ای بهم معرفی کن مقدمات خیلی از نرم افزار ها را بلدم سطح بالا میخوام ممنون