من همون همیشه رازم
…همه چیزمو تو قلبم
پشت دیوارا گذاشتم
حتی عشقی رو که هر روز
به تو و عطر تو داشتم
نمی خواستم که بدونی
دلم این روزا چی می خواد
یا نگاه عاشق من
همه لحظه هاتو می پاد
نمی خواستم که بفهمی
دست سردم بی تو هیچه
می دونستم که جدایی
توی جاده سر پیچه
همه ترس من همینه
تو بدونی که می خوامت
بری و برام بمونه
فقط از عشق تو نامت
وای وای ….مگه دنیا به آخر رسیده که اینجور زانوی غم توی قلمت بدست گرفتی؟….لبخند بزن …مگه نشنیدی مادرم چی گفت: خدا توی هر لحظه ای میتونه تور غافلگیر کنه…………………..(چشمک)
____________________
اردلان فرزین : آره فتحی عزیز
ولی خدا خیلی وقت پیش منو غافلگیر کرده … {چشمک}
0 likes
خروجی مطالب
خروجی نظرها
اردلان فرزین پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵م, ۱۳۸۹ ۱۲:۵۳:
سلام به soli عزیزم. نه دارم میرم مشهد …
فدات بشم من جیگیلی …