صبح ساعت ۷ پاشدم تند تند آماده شدم گفتم بزار این هفته برم ببینم چه خبره. دیدم به به چقدر خبر. هیشکی نیومده بود. فقط استاد اومده بود. اونم بیچاره گفت از بس دانشجویان زیاد اومدن این هفته رو بیخیال میشیم. آخه استاد کی پا میشه سر صبح بیاد دانشگاه. اونم هفته ی دوم. منم که اومدم فقط به خاطر این اومدم که این هفته آسانسور دانشگاه رو راه بندازم. تکلیف خودم و از اول روشن کنم که اگر آسانسور رو راه نمیندازن من این ترم مرخصی بگیرم.
خوب خدارو شکر آسانسور رو ریموتی کردن خیال من راحت شد. آخه یکی نیست به این سالما بگگه چه مرضی دارین میرین تو آسانسور خرابش می کنین؟ حالا هم ک…. شماها سالما که تو دانشگاه آزاد گرگان هستین بسوزه. آدم نیستین که. به شما هم میگن دانشجو. فرهنگ ندارین!
خوب بسه فحش.
الآن داشتم کامنتامو بررسی می کردم دیدم جیجیلم زهرا کامنت داده. دلم واسش یه ذره شده. روزگاره دیگه یه روز دوست یه روزم تنهایی
دارم آهنگ احسان خواجه امیری گوش می دم
از آلبوم جدیدش با نام خاطره از فردا (آهنگ اعتراف)
بزارین بگم چی می خونه
دو سه روزه که مات و بی ارادم
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیره هواشم
منو نسبت به تو مسئول کرده
از اون رابطه ی معمولی ما
چه عشقی سر گرفت تو روزگارم
دو سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقدر راحت منو وابسته گردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجامی خوام مثله قدیما مثل سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده
خیلی خوشگل خونده
حالا که فعلاً وایمکسم قطع شده. وصل شد آهنگشو میزارم شما هم گوش کنین
خروجی مطالب
خروجی نظرها
سلام اردلان جان از انجا که تا حدودی از زندگیت و عشقت با خبر بودم باید بگم با این شعر گل کاشتی بی نهایت زیبا بود
mer30 hal kardam dastet tala dadashe