سلام مسافر …

سلام مسافر من، خانه ات تاریک است، دیگر چراغی روشن نیست، رفته ایی شاید،..
تصویر تبسم‌هایت را در خاطر دارم، حال که نیستی‌، من هر شب تورا به حقیقت شعر‌هایم میکشانم،
میخوانی‌ آیا؟..
میدانی‌ آیا؟..
که من آن همه، آن همه احساس را فراموش کردم و فراموش کار گشته ‌ام..
دیگر جز خدا حافظی و تکان دست‌های تو چیزی در ذهنم نقش نمیبندد،
باید کدامین نگاه را باور کرد؟..
که در انتهای آن مرگ آرزو‌ها نباشد..
سلام‌ای رویای تازه،
سلام و این آغازی دیگر است،
من آغاز می‌کنم حتی اگر باز دل‌ ببازه.

چه سریع ۴۰ روز گذشت …

۷ نفر این دوست را می پسندند.
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious
اردلان فرزین دوشنبه تیر ۲۷, ۱۳۹۰ نظرات
درج ديدگاه
خروجی مطالب
خروجی نظرها

دریافت اخبار با ایمیل:
براي عضويت در خبرنامه و دريافت اخرين اخبار ايميل خود را وارد كنيد...

Ardalan Farzin