به گل های یاس که نگاه می کنیم انگاری دارن فکر می کنن
یه تفکر سپید
یه سکوت پربار دارن
خیلی نازک هستن
ظریف و کو چیک اما وقتی می خوای از شاخه جداشون کنی عطرشون رو از هیچکس دریغ ندارن
حتی توی خونه های قدیمی و کاهگلی هم باز میشن
خیلی بی ادعا و کم توقع و در عین حال خیلی بزرگ و زیبا هستن
درست مثل تو
از تو و به یاد تو می نویسم
امشب از تو می نویسم
از تو و قلب رئوفت
از قشنگی محبت
از دو چشمون کبودت
از تو که تو این غریبی آشنای مهربونی
وای که چشمات پر حرفه با زبون بی زبونی
امشب از ستاره گفتم پر نور شد شب تارم
حیفم اومد که با یادت گلی تو باغچه نکارم
تو خودت یه پارچه مهری توی آسمون برفیم
قربونیت بشه الهی دل تنهای دو حرفیم
امشب از تو می نویسم گل یاس مهربونم
که اگه یه روز نباشی مثل یه برگ خزونم
از تو که نور امیدی توی این شبای تاریک
منو تا خدا کشوندی توی این جاده ی باریک
امشب از تو می نویسم ای مسافر غریبه
که خدا تو قلب خستم مهری از تو آفریده
سلام اردلان عزیز…
امیدوارم گل یاس گلت همیشه عطرش توی زندگیت جاری باشه…
0 likes
و چه زیباست نوشتن از چشمانی که حرف دارد با تو
چه زیباست گفتن از دلی که حرفش خریدار محبت است
و چه زیباست خواندن احساسی که سرا پا پاکی است
و چه گرم است واژگان پر مهر اردلان فرزین وقتی از عشق مینویسد و با عشق مینویسد…
درود بر تو …
—————-
سلام / اردلان خان..خوبی ؟خوش میگذره؟؟ از زندگی و دنیات چه خبر ؟؟؟
دلنوشته قشنگ بود همراه با شنیدن این صدای انتظار دار….
0 likes
خروجی مطالب
خروجی نظرها
اردلان فرزین پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳م, ۱۳۹۰ ۲۱:۲۶:
سلام ساناز منوچهری عزیز.
ممنونم بابت اومدنت …
ولی یه جورایی عطرش بیشتر شده …
گل یاس له شد