Tag-Archive for » عشق خاموش «

با پیرهن عزای غم بیا سر مزار من
سنگ مزارمو ببین گریه بکن برای من
شبای جمعه که رسید یه بار بگو ته صدات
فلانی رفته زیر خاک خدا سپردمش به پات
اگر چه زیر خاکمو نفس نداره جسم من
اما هنوز منتظرم ببین که خیسه چشم من
اگه یه روز دلت گرفت خواستی بیای کنار من
تنها پاشو قدم بزن تا که بیوفتی یاد من
حلقه ی عشقتو هنوز تو دسته من نشونته
تو قبر بی نام و نشون سرم هنوز رو شونته
هفتا کفن پسوندمو عشقت هنوز تو قلبمه
حس می کنم دستای تو هنوز تو دسته سردمه
سفره ی عقدته عزیز یاد همین مرده بمون
وصیتی کردم واست تورو خدا بشین بخون
اشکای نازنینتو به پای من حروم نکن
برو عمرو جوونیتو به پای من تموم نکن
دیگه کسی نیست که شبا از پنجره نگاش کنی
الآن باید سر نماز تا می تونی دعاش کنی
امشب دیدم عروسیته گفتم بیام به دیدنت
لباس عروس به تن داری حیفم اومد نبینمت
حالا که مردم می تونی تنهایی هر جایی بری
اون دله نازنینتو به هر کسی می خوای بدی
خاطره هام یکی یکی داره فراموشت میشه
یه مَرده دیگه جای من داره هم آغوشت میشه
قسمته تو عشقه جدید یه قبر خالی سهم من
دله کسی رو بشکنم هرگز نبوده رسم من
وقتی که من پیشت بودم دوست داشتم یه طور سخت
حالا یه گورو یه کفن شده واسم خونه بخت
جسمم زیره خاکه ولی دعای من پشت و پنات
تو حسرت تو می مونم واسه قشنگیه نگات
اون دفتره خاطره رو یکی یکی ورق بزن
هر کجا اسممو دیدی تورو خدا قلم بزن
آخه دیگه جون ندارم بهت بگم دوست دارم
ولی دله شکستمو بازم زیره پات میزارم
وقتی میای کناره من باز جسدم جون میگیره
تا که بلند میشی بری دوباره جسمم میمیره
اون کیه که به جای من داری واسش ناز می کنی
درد دله عشق منو داری واسش باز میکنی
از زیر خاک میگم بهت مبارکه عشق جدید
اردلان دلش شکستو باز خوشبختیه تو رو ندید