التماس

می دونم خیلی حقیرم واسه داشتن نگاهت
داشتن دستای گرمو اون وجود جون پناهت
می دونی خیلی بزرگی که بشی همنفس من
یا بشی سنگ صبورم که بشی همه کس من
زیر بار آرزوهام عمریه که دل شکستم
تو رسیدی به نهایت من هنوز به پات نشستم
واسه داشتن نگاهت دیگه من هیچی ندارم
غیر این قلب شکسته که دادی یادگارم
من سراسر التماسم پر عاشقونه مردن
اولین ناز نگاهت آخرین ترانه ی من
زخم بی تو زنده بودن منو از پا در میاره
آخره قصه همینه این مرام روزگاره
یه نظر فقط نگام کن من دیگه آخر راهم
تو حلالم کن عزیزم عشق تو تنها گناهم

۶ نفر این دوست را می پسندند.
اردلان فرزین سه شنبه شهریور ۱, ۱۳۹۰ ۲ نظر
ادامه مطلب...

عاشقت شدم …

معلومه که من عاشقت هستم
معلومه که من دل به تو بستم
معلومه نگاه آشناتو من چه عاشقونه می پرستم
معلومه بهت جونمو می دم
این روزا شدی تنها امیدم
عاشق شدم از همون شبی که چشمای سیاه تورو دیدم
دلم خورده بنامت ،قد دنیا می خوامت
شدی دارو ندارم، تنهات نمی زارم

Be the first to like.
اردلان فرزین پنجشنبه خرداد ۱۹, ۱۳۹۰ ۲ نظر
ادامه مطلب...

سوت قطار …

به گل های یاس که نگاه می کنیم انگاری دارن فکر می کنن
یه تفکر سپید
یه سکوت پربار دارن
خیلی نازک هستن
ظریف و کو چیک اما وقتی می خوای از شاخه جداشون کنی عطرشون رو از هیچکس دریغ ندارن
حتی توی خونه های قدیمی و کاهگلی هم باز میشن
خیلی بی ادعا و کم توقع و در عین حال خیلی بزرگ و زیبا هستن
درست مثل تو
از تو و به یاد تو می نویسم
امشب از تو می نویسم
از تو و قلب رئوفت
از قشنگی محبت
از دو چشمون کبودت
از تو که تو این غریبی آشنای مهربونی
وای که چشمات پر حرفه با زبون بی زبونی
امشب از ستاره گفتم پر نور شد شب تارم
حیفم اومد که با یادت گلی تو باغچه نکارم
تو خودت یه پارچه مهری توی آسمون برفیم
قربونیت بشه الهی دل تنهای دو حرفیم
امشب از تو می نویسم گل یاس مهربونم
که اگه یه روز نباشی مثل یه برگ خزونم
از تو که نور امیدی توی این شبای تاریک
منو تا خدا کشوندی توی این جاده ی باریک
امشب از تو می نویسم ای مسافر غریبه
که خدا تو قلب خستم مهری از تو آفریده

Be the first to like.
اردلان فرزین چهارشنبه اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۰ ۳ نظر
ادامه مطلب...
خروجی مطالب
خروجی نظرها

دریافت اخبار با ایمیل:
براي عضويت در خبرنامه و دريافت اخرين اخبار ايميل خود را وارد كنيد...

Ardalan Farzin