به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای ترا به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما…………
چقدر با همهء عاشقیم محزونم
و به یاد همهء خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ؛ زغم مغمومم
من صبورم اما…………..
بی دلبل از قفس کهنهء شب میترسم
بی دلیل از همهء تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ؛ از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما…………….
آه………….این بغض گران صبر نمی داند چیست
دور نمی روم
زود بر می گردم
به نگاهت بسپار بدرقه ام کند
دور نمی روم فقط می روم تا در انعکاس چشمان خورشید اندکی دنبال آب و آئینه بگردم برای سلامی دوباره
می روم تا بهانه لبخند دوباره برایت بچینم حالا که مات و مبهوت و سکوت مانده ای
می روم دنبال یک نگاه ساده ی خدا شاید که سردی و خاموشی مارا دوباره با نگاهش به آتش بکشاند
تو فقط خدا خدا کن که خدا را پیدا کنم …
ادامه مطلب...بازم امشب مثل هر شب تو دلت برام دعا کن
نم نمک سکوت رو بشکن زیر لب خدا خدا کن
بازم امشب مثل هر شب پر کن از صدا هوامو
برو سکوت رو بشکن تازه کن ترانه هامو …
واسه عاشقا دعا کن که غریب روزگارن
هفتا آسمونه اما یه ستاره هم ندارن
واسه عاشقت دعا کن که تو کوه دل نمونه
تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش می دونه
تو فقط خدا خدا کن …
بازم امشب مثل هر شب تو برای من دعا کن
به گل های یاس که نگاه می کنیم انگاری دارن فکر می کنن
یه تفکر سپید
یه سکوت پربار دارن
خیلی نازک هستن
ظریف و کو چیک اما وقتی می خوای از شاخه جداشون کنی عطرشون رو از هیچکس دریغ ندارن
حتی توی خونه های قدیمی و کاهگلی هم باز میشن
خیلی بی ادعا و کم توقع و در عین حال خیلی بزرگ و زیبا هستن
درست مثل تو
از تو و به یاد تو می نویسم
امشب از تو می نویسم
از تو و قلب رئوفت
از قشنگی محبت
از دو چشمون کبودت
از تو که تو این غریبی آشنای مهربونی
وای که چشمات پر حرفه با زبون بی زبونی
امشب از ستاره گفتم پر نور شد شب تارم
حیفم اومد که با یادت گلی تو باغچه نکارم
تو خودت یه پارچه مهری توی آسمون برفیم
قربونیت بشه الهی دل تنهای دو حرفیم
امشب از تو می نویسم گل یاس مهربونم
که اگه یه روز نباشی مثل یه برگ خزونم
از تو که نور امیدی توی این شبای تاریک
منو تا خدا کشوندی توی این جاده ی باریک
امشب از تو می نویسم ای مسافر غریبه
که خدا تو قلب خستم مهری از تو آفریده
خروجی مطالب
خروجی نظرها